هممم
-
تاریخ: 1402/5/16 ساعت: 12:26
نمي دانم بذر عشق تورا،دستان اهورايي كدام باغبان در كوير قلبم پاشيد كه شميم آن ،همه ي فاخته ها ولادن هارا مست كرد.....................داااليييسلام به همگي،خوش اومدين به دنياي كوچيك مناول ازهمه اون پنجره تبليغاتو ببندين..خوب شدبگذريمنوشته هام كار دله ديوونمندله ديگه...هرچي برسه مينويسه..اما يه روزي هم...
آمده اییم
-
تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 20:37
xa0 خوب است آدمی جوری زندگی کند که آمدنش چیزی به این دنیا اضافه کندو رفتنش چیزی از آن کم...!حضور آدمی باید وزنی در این دنیا داشته باشد.باید که جای پایش در این دنیا بماند.آدم خوب است که آدم بماند و آدم تر از دنیا برود. نیامده ایم تا جمع کنیم، آمده ایم تا ببخشیم، آمده ایم تا عشق را ؛ایمان را ، دوستی ر...
.....
-
تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 4:38
xa0 ﺣﺎﺿﺮ ﻏﺎﯾﺐ ﻣﯿﮑﻨﻢ ! ● ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ؟● ﺣﺎﺿﺮ √ ●ﻏﻢ؟● ﺣﺎﺿﺮ √ ● خستگی؟● حاضر ✓ ● ﺩﺭﺩ؟● ﺣﺎﺿﺮ √ ●ﺩﻭﺭﯼ؟● ﺣﺎﺿﺮ √ ●.........
چیکار میشه کرد؟
-
تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 4:38
وای از بی حواسی اول صبح ! تا بخواهد شیرینی رویای دیشباز سرت برود ویادت بیافتد مدتهاست او رفته وتو تنهایی میبینیدوتا فنجان چای تلخ مانده روی دستت ... #دلتنگی
تو خواهی فهمید!
-
تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 4:38
امروز راحت از كنارم مي گذري اما نمي دانيشايد سال هاي بعدبا شنيدن صداي سوزناكِ ني لبكِ چوپانييا آواز غمگين دختركي پشت پنجرهو يا صداي حزين دوره گردي در كوچه ها غمي دلت را چنگ زدو ياد من افتادي شايد سال هاي بعدبا ديدن تار مويي سفيد ميان موهايتياد سپيدهاي بيقرارم افتاديكه چطور ميان سياهي روزهايمخود نماي...
هههه...
-
تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 17:40
حالا ما هی حرفش را میزنیمهی تئوری میبافیم هی راهکار نشان میدهیمهی ادایش را در میآوریمهی به روی خودمان نمیآوریم هی هی هی..ولی دل کندن..یک چیزِ سختِ ناشدنیای است آقاجانآنقدر راحت به آدم ها نگویید بهتر که تمام شد راحت شدی..شما که نمی دانید در دلش چه می گذرد!
باشه
-
تاریخ: 1395/6/25 ساعت: 15:24
باشهxa0
حالا که میروی
-
تاریخ: 1395/6/22 ساعت: 8:30
حالا که می روی چشمانم را بگیر فردای رفتنت دیدن ندارد .
نخست ثانیه ها...
-
تاریخ: 1395/6/22 ساعت: 8:29
xa0 ﻧﺨﺴﺖ ﺛﺎﻧﯿﻪﻫﺎﮐﻤﯽ ﺑﻌﺪﺩﻗﯿﻘﻪﻫﺎﺳﺎﻋﺖﻫﺎﺭﻭﺯﻫﺎ …ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﮐﻪ ﻣﯽﺁﯾﯽﻣﯽﺑﯿﻨﯽﺳﺎﻝﻫﺎﺳﺖﺩﺭﺩ ﻣﯽﮐﺸﯽ ﻭُﭼﯿﺰﯼ ﺣﺲ ﻧﻤﯽﮐﻨﯽ
فکرش...
-
تاریخ: 1395/6/22 ساعت: 8:29
فکرش را هم نميکردمروزي سيگار بکشمحالا… سالهاست که سيگار مرا ميکشدچاي… مرا ميريزدآينه… سراغ دندان هايم را ميگيردحال ريه ام را مي پرسد من…به ناچار با موهايم ور ميروم…!!
مرا کشت
-
تاریخ: 1395/6/22 ساعت: 8:29
اینکه نامـــــــــــشزندگـــیـــستمرا کــــشتحـــیــــران مانده امآنکه نامــــش مـــرگ است با مــــن چــــه می کند...!
هه.
-
تاریخ: 1395/6/22 ساعت: 8:29
. . . . . . .....
سال جدید...
-
تاریخ: 1395/6/22 ساعت: 8:29
و انتهای اينقصه سرد و سفيد...هميشه سبز خواهد بود...تا رسيدن سال نو تنها یکخورشيد سلام باقيست... فردا امروز پارسال می شودكمی ساده،اندكی خنده دارو قدری عادی امروز سالهاست می رودو ما هميشه چشممان،دنبال فرداست. لحظه سال نو مانند ايستگاهی است كه فرد می تواند در آن توقف كند؛ عزم خود را جزم كند و برای آغاز...
....
-
تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 3:37
چشامو میبندَم و فِکر میکنم بـه بودَنِ ـت ؛xa0هِه!xa0چِه خوش خیالَ ـم ...
راهننمایی بود؟
-
تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 3:37
xa0 xa0
یادی ...
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 14:04
یادی فراموش شده امکسی که روزگاری بودو حالا دیگر نیستهمین.xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 خاطراتت را بگردxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 دلم را پس بده xa0
روزی روزگاری
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 14:04
رمزش 4 رقم اخر شماره تلفنم
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 14:04
راهننمایی بود؟ xa0