غمي دلت را چنگ زد
و ياد من افتادي
شايد سال هاي بعد
با ديدن تار مويي سفيد ميان موهايت
ياد سپيدهاي بيقرارم افتادي
كه چطور ميان سياهي روزهايم
خود نمايي مي كرد
و تو بي تفاوت
از كنارشان مي گذشتي
و شايد سال هاي بعد
در حالي كه روزنامه مي خواني
دخترت عاشقانه هاي مرا
زير لب زمزمه كند
و تو
خيره به نوشته هاي روزنامه ات
به اين فكر كني
كه خاكستر عشق
با نسيمي شعله مي كشد
و عشق عجيب ويرانگر است
تو سال ها بعد
خواهي فهميد ...
برچسب:
نویسنده: سارا توکلی